آوای سعادت و سلامت

05136110271 - 09378751492

اختلال شخصیت خودشیفته

این روزا لغت «خودشیفته» مثل نقل و نبات استفاده میشه. هر کی سلفی بگیره، اعتماد به نفس داشته باشه جلوی دوربین یا رهبر قوی باشه، سریع بهش برچسب «خودشیفتگی» میزنیم. پس بهتره آگاهیمون رو نسبت بهش بالا ببریم.

خودشیفتگی مجموعه ای از ویژگی های شخصیتی هست که همه ما ممکنه بعضی هاش رو داشته باشیم، ولی در موارد حاد و افراطی به اختلال شخصیت خودشیفته تبدیل میشه. در واقع مثل یک طیف هست.

اختلال شخصیت خودشیفته (Narcissistic Personality Disorder) یک اختلال شخصیتی است که به طور عمده با افرادی مرتبط است که خودشان را به عنوان بسیار مهم، منحصر به فرد و بی‌نظیر می‌دانند و به طور مداوم به تأیید و تحسین دیگران احتیاج دارند. این افراد اغلب به خودپرستی، افراطی بودن در خودبینی و غالب بودن نیازهای شخصی خودشان معروف هستند و معمولاً نسبت به دیگران بی‌توجه هستند.

افرادی که از اختلال شخصیت خودشیفته رنج می‌برند، معمولاً به دیگران برای تأیید خودشان و افزایش اعتماد به نفس نیازمند هستند و به طور مداوم تحسین و تأیید دیگران را جستجو می‌کنند. این افراد ممکن است خود را به عنوان بسیار مهم و منحصر به فرد دانسته و بر دیگران بالاترین ارزش را قائل باشند. همچنین، آن‌ها ممکن است از دیگران انتظار داشته باشند که به آن‌ها با احترام برخورد کنند و نیازهای شخصی و احساساتشان را درک کنند، در حالی که به دیگران به همین صورت رفتار نمی‌کنند.

در صورتی که این اختلال شخصیتی به شدت و طولانی مدت در افراد وجود داشته باشد، ممکن است با مشکلاتی مانند مشکلات در روابط شخصی و اجتماعی، مشکلات در کار و مشکلات در حفظ روابط مؤثر با دیگران مواجه شوند.

تیپ من برترم تو چیزی نیستی

این افراد همان کودکان خودخواه کوچکی هستند که در حال حاضر بزرگ شده‌اند، هیچ گاه یاد نگرفته‌اند که دیگران نوکر جد و آباد آن‌ها نیستند.

مشکل اینجاست که این افراد باور دارند که آدم‌های خاصی هستند و یک سرو گردن از همه بالاتر و برترند. این افراد اعتقاد دارند قوانین اجتماعی برای دیگران نوشته شده است. همان دیگرانی که از نظر افراد خودخواه، انسآن‌هایی بی فکر و احمق هستند.

گاه افراد خودشیفته را به اسامی دیگر می‌شناسیم مثل: خودخواه، خود بزرگ‌منش، گنده‌دماغ، پرمدعا، بی‌فکر، بی‌ملاحظه، بی‌عاطفه و بی‌احساس.

حال بریم ببینیم اصطلاح خودشیفتگی از کجا شروع شد.

افسانه نارسیسوس

سوفکلس (نمایشنامه نویس یونانی) تراژدی ادیپوس را به نگارش در آورد. اوید(شاعر رومی) از نارسیسوس نوشت. در افسانه نارسیسوس، پسری به برکه نگاه می‌کند و عاشق بازتاب تصویر خودش می‌شود. در واقع، نارسیسوس فکر می‌کند پسر دیگری را در آب می‌بیند، نه خودش را. و عاشق او می‌شود و خودش را در آب غرق می‌کند.

داستان اوید درباره فردی است که به فرد دیگری نگاه می‌کند و نمونه ایده آلی از خودش را میبیند و سپس جای اینکه عاشق فردی شود عاشق یک بازتاب می‌شود.

تا اینجا فهمیدیم که به چه کسانی می‌گیم خودشیفته. حالا بریم بر اساس DSM، اختلال خودشیفتگی را بررسی کنیم.

تعریف اختلال شخصیت خودشیفته بر اساس DSM

این اختلال را الگوی ناسازگار و پایداری تعریف می‌کنند، که در رابطه بین فردی به صورت نگرش و رفتارهای بزرگ منشانه، نیاز به تحسین افراطی و ناهمدلی با دیگران بروز می‌کند. این افراد مهارت خاصی در مبالغه سازی دارند. کارهایشان را خیلی ارزشمند تلقی می‌کنند و به شدت بزرگ‌منش هستند. این افراد نسبت به دیگران حسادت دارند و به پیشرفت‌ها و دارایی‌ها و فضیلت‌های دیگران غبطه می‌خورند. این افراد به دلیل ناهمدلی، حوصله ارتباط با دیگران را ندارند، مخصوصا زمانی که خودشان گرفتارند و مشکل دارند.

یکی از دلایلی که افراد خودشیفته تمایل اندکی برای تغییر دارند این است که آنان بینش چندانی ندارند و نمی دانند که خودشیفته هستند. این افراد از اثر رفتارشان بر دیگران آگهی ندارند.

برای اینکه مطمئن شویم فرد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته است بایستی حداقل ۵ علامت از این علائم را داشته باشد (انجمن روان پزشکی آمریکا، 2000):

1.احساس خودبزرگ‌بینی و خودمهم انگاری (درباره دستاوردها و پیشرفت هایش اغراق می‌کند).

2.اشتغال ذهنی و خیال پردازی با موضوعاتی مثل موفقیت بی‌حد و حصر، قدرت، شهرت، هوش، زیبایی یا عشق ایده آل.

3.اعتقاد دارد که آدمی خاص و بی همتایی است و فقط افراد خاص یا افراد معروف و مشهور وی را درک می‌کنند.

4.نیاز شدید به تحسین و تمجید شدن.

5.احساس استحقاق و حق به جانبی.

6.استثمار دیگران به خاطر منفعت شخصی.

7.حسادت ورزی به دیگران یا اعتقاد به این که دیگران به وی حسادت می‌کنند.

8.رفتارها و نگرش‌های پر نخوت و تکبرآمیز و پرافاده.

9.ناتوانی در همدلی با درد و رنج دیگران.

همه گیرشناسی

اختلال شخصیت خودشیفته معمولاً از اوایل زندگی شروع می‌شود و غالباً (اما نه همیشه) محصول سوءاستفاده ها یا لوس بودن‌های دوران کودکی است. همچنین باید بدانید که فریب کاری خودشیفته هرگز مختص شما نیست بلکه، شما فقط یک هدف آسان یا در دسترس هستید. اختلال شخصیت خودشیفته، شایع ترین شکل از پنج اختلال شخصیت است. طبق گزارش سال ۲۰۰۸ انستیتوهای ملی سلامت (NIH) بیش از ۶ درصد جمعیت عمومی این اختلال را دارند، که بیش از بیست و دو میلیون نفر در آمریکای شمالی را شامل می‌شود.

۶۲ درصد مبتلایان به اختلال شخصیت خودشیفته را مردان و ۳۸ درصد را زنان تشکیل می‌دهند. همچون دیگر اختلال‌های شخصیت‌، رفتار خودشیفته، دامنه‌ای بین خفیف تا شدید دارد. بسیاری از خودشیفته های خفیف، سعی نمی‌کنند زندگی شما را خراب کنند، بلکه معاشرت با آن‌ها صرفاً دشوار است چون مجذوب خود یا متکبرند. اما افراد مبتلا به اختلال خودشیفته حاد، به سیم آخر می‌زنند و صدمات را با مهم بودنشان توجیه می‌کنند. گاهی اوقات هم به صدماتی که می‌زنند کاملاً بی‌اعتنا هستند. به این افراد تذکر ندهید که رفتارش را اصلاح کند. چون این افراد نه تنها رفتار خود را تغییر نمی‌دهند بلکه سعی می‌کنند شما را متقاعد کنند که افراد عادی، لیاقت درک، نبوغ و استعداد آن‌ها را ندارند.

چگونه یک فرد خودشیفته را تشخیص دهم؟

خودشیفتگی با خود مهم انگاری، عدم همدلی نسبت به دیگران، نیاز به تحسین بیش از حد و این باور که فرد منحصر به فرد بوده و باید با او رفتار ویژه ای شود. این ها نشانه های یک فرد خودشیفته است.

پرسشنامه شخصیت خودشیفتگی (NPI) که توسط رابرت راسکین و کلوین اس.هال در سال 1979 تهیه شده، متداول ترین روش اندازه گیری این صفت است. نمرات از صفر تا 40  متغییر هستند. هر چه افراد نمره پایین تر بگیرند سالم تر هستند.

آیا افراد خودشیفته قبول دارند که فردی خودشیفته هستند؟

به طور کلی مردم یا متوجه نیستند که خودشیفته اند، یا آن را انکار نمیکنند تا از به چالش کشیدن هویت خود جلوگیری کنند. اما تحقیقات نشان داده افرادی که میگویند که خودشیفته هستند، نمره بیشتری در پرسشنامه خودشیفتگی 40 سوالی بدست آورده اند.

افراد خودشیفته ممکن است تمایلی نداشته باشند که خود را به عنوان فردی خودشیفته توصیف کنند، زیرا این مفهوم معمولاً با عدم پذیرش وضعیت خود و نقد و انتقاد از خود همراه است. اما در عین حال، برخی از افراد خودشیفته ممکن است به خودشان اذعان کنند که در برخی موارد به خودشان اهمیت بیش از حدی می‌دهند و در حال خودشیفتگی هستند.

در هر صورت، شناخت و قبول وضعیت خود یک مرحله مهم در رسیدن به بهبود وضعیت است. اگر فردی خودشیفته است و به دنبال بهبود روابط خود با دیگران است، بهتر است که به خودشناسی و تلاش برای کاهش خودشیفتگی بپردازد. این شامل تمرین تفکر مثبت، تمرکز بر نیازها و احساسات دیگران، و تلاش برای ارتقای خودشناسی و بهبود ارتباطات و روابط با دیگران است.

آیا خودشیفتگی می‌تواند در برخی موارد مفید باشد؟

خودشیفتگی به طور کلی به عنوان یک ویژگی منفی در نظر گرفته می‌شود، اما در برخی موارد، خودشیفتگی می‌تواند به عنوان یک ویژگی مفید در نظر گرفته شود.

مثلاً، در برخی شغل‌ها مثل هنرمندی، نویسندگی و ورزشکاری، خودشیفتگی می‌تواند به عنوان یک ویژگی مثبت در نظر گرفته شود. در این شغل‌ها، برای دستیابی به موفقیت، نیاز به تمرکز بر خود و تلاش برای بهتر شدن دارید. در این صورت، خودشیفتگی می‌تواند به عنوان یک محرک برای بهبود و بهتر شدن عملکرد، مفید باشد.

همچنین، در برخی موارد، خودشیفتگی می‌تواند به عنوان یک ویژگی مفید در روابط اجتماعی در نظر گرفته شود. به عنوان مثال، فردی که به خودشیفتگی مبتلا است، ممکن است به دلیل تمرکز بر خود، بتواند به درستی نقاط ضعف و قوت خود را تشخیص دهد و برای بهبود روابط خود با دیگران، بر رفع نقاط ضعف خود تلاش کند.

یکی از مزایای مهم، افزایش قوای ذهنی (عملکرد خوب در شرایط استرس زیاد) و عملکرد بهتر در مدرسه و حرفه کاری است. این افراد معمولا احساس خود ارزشمندی زیادی دارند که ممکنه فرد رانسبت به دیگران با انگیزه تر و جسورتر کند.

بنابراین، خودشیفتگی به عنوان یک ویژگی منفی در نظر گرفته می‌شود، اما در برخی موارد می‌تواند به عنوان یک ویژگی مفید در نظر گرفته شود. با این حال، باید توجه داشت که در بسیاری از موارد، خودشیفتگی ممکن است باعث ایجاد مشکلات در روابط شود، بنابراین لازم است که این ویژگی به درستی مدیریت شود.

چه راه‌هایی برای مدیریت خودشیفتگی وجود دارد؟

مدیریت خودشیفتگی می‌تواند به شما کمک کند تا روابط بهتری با دیگران برقرار کنید و به عنوان یک فرد موفق تر و خوشبخت‌تر زندگی کنید. در زیر چند راهکار برای مدیریت خودشیفتگی آمده است:

1.تمرکز بر دیگران: به جای تمرکز بر خود، تلاش کنید تا به نیازها و احساسات دیگران توجه کنید. با شنیدن و درک نیازهای دیگران، می‌توانید بهترین راه حل‌ها را پیدا کنید و روابط بهتری را با دیگران برقرار کنید.

2.تلاش برای بهبود خود: به جای تمرکز بر تأیید و تحسین دیگران، تلاش کنید برای بهبود خودتان انجام دهید. با تلاش برای بهبود خود، بهترین نسخه از خودتان را به دیگران نشان خواهید داد و باعث ایجاد احترام و تحسین دیگران خواهید شد.

3.تمرین خودشناسی: با تمرین خودشناسی و شناخت بهتر از خود، می‌توانید بهترین راهکارها برای مدیریت خودشیفتگی را پیدا کنید. با شناخت نقاط ضعف و قوت خود، می‌توانید بهترین راه حل‌ها را پیدا کنید و بهبود یافته‌اید.

4.تمرین تفکر مثبت: با تمرین تفکر مثبت و تمرکز بر نقاط قوت خود، می‌توانید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید و از خودشیفتگی خارج شوید. با تمرین تفکر مثبت، می‌توانید بهترین نسخه از خودتان را به دیگران نشان دهید و روابط بهتری را با آنها برقرار کنید.

5.مشارکت در فعالیت‌های گروهی: با مشارکت در فعالیت‌های گروهی، می‌توانید با دیگران در ارتباط باشید و با تعامل با آنها، بهبود روابط خود را تسهیل کنید. با مشارکت در فعالیت‌های گروهی، می‌توانید از خودشیفتگی خارج شوید و به دیگران کمک کنید تا بهترین نتیجه را به دست آورند.

6.به طور کلی، مدیریت خودشیفتگی نیاز به تمرین، شناخت خود و تلاش برای بهبود خود دارد. با پیگیری این راهکارها، می‌توانید از خودشیفتگی خارج شوید و به عنوان یک فرد موفق تر و خوشبخت‌تر زندگی کنید.

خودشیفتگی در روابط

تمایل به خودشیفتگی برای تحریک تحسین و ستایش، به خصوص از طرف شرکایی که به طور بلقوه عاشق هستند، اغلب آنها را جذاب و کاریزماتیک می کند، صفاتی که می تواند به سرعت یک عاشقانه را از بین ببرد. اما کمبود ذاتی همدلی آنها ممکنه مانع از درک دنیای درونی شریک زندگی و ایجاد رابطه طولانی مدت شود.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، تقریبا ممکن است عاشق شوند و رابطه ای صادقانه و عادلانه برقرار کنند. چنین فردی ممکن است قوانین سختگیرانه ای در یک رابطه وضع کند و از بین سایر رفتارهای آزاردهنده، یک شریک جدید از دوستان و خانواده برگزیند.

خودشیفتگی در روابط به معنای تمرکز بر خود و نادیده گرفتن نیازها و احساسات دیگران است. افراد خودشیفته در روابط معمولاً به نیازها و احساسات دیگران توجه کمتری دارند و بیشتر به تأیید و تحسین دیگران توجه می‌کنند. آنها معمولاً به دنبال تأیید و تحسین دیگران هستند و از روابط بیشتری برای ارتقای خودشان بهره می‌برند.

این ویژگی ممکن است باعث شود که افراد خودشیفته کمتر به نیازها و احساسات دیگران توجه کنند و باعث ایجاد نارضایتی و مشکلات در روابط شوند. در بعضی موارد، افراد خودشیفته ممکن است به دنبال کنترل و تحکم بر دیگران باشند و این می‌تواند باعث ایجاد تنش در روابط شود.

به همین دلیل، کاهش خودشیفتگی در روابط به عنوان یک ویژگی مثبت در نظر گرفته می‌شود. با تمرکز بر نیازها و احساسات دیگران، می‌توانید بهترین راه حل‌ها را پیدا کنید و روابط بهتری با دیگران برقرار کنید. با تلاش برای بهبود خود و تمرین تفکر مثبت، می‌توانید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید و بهترین نسخه از خودتان را به دیگران نشان دهید.

چرا افراد خودشیفته در نگاه اول جذاب هستند؟

این افراد معمولا دارای عزت نفس بالاتری نسبت به بقیه افراد هستند و چون این صفت برای اغلب افراد ارزشمند و مهم است بیشتر به سمت این افراد جذب می شوند.

افراد خودشیفته در نگاه اول ممکن است جذاب به نظر بیایند، به دلیل اینکه آنها به ظاهر اعتماد به نفس و خودمختار به نظر می‌رسند. آنها معمولاً برخورد خودمانی و مطمئن دارند و با خودشان ارتباط برقرار می‌کنند. این ویژگی‌ها ممکن است به نظر دیگران جذاب و مورد توجه قرار بگیرند.

همچنین، افراد خودشیفته معمولاً به اندازه کافی به خودشان اهمیت می‌دهند و برای دستیابی به هدف‌های خود تلاش می‌کنند. این ویژگی‌ها نشان دهنده این است که آنها با خودشان و اهداف خود ارتباط برقرار کرده‌اند و این می‌تواند به نظر دیگران جذاب به نظر بیاید.

به هر حال، باید توجه داشت که خودشیفتگی به طور کلی به عنوان یک ویژگی منفی در نظر گرفته می‌شود و ممکن است باعث ایجاد مشکلات در روابط شود. افراد خودشیفته ممکن است به دلیل تمرکز بر خود، به نیازها و احساسات دیگران توجه کمتری داشته باشند و این می‌تواند باعث ایجاد نارضایتی و مشکلات در روابط شود. لذا، باید از خودشیفتگی به میزان مناسبی استفاده کرد و به عنوان یک ویژگی مثبت در محدوده قابل قبول استفاده شود.

تفاوت خودخواهی و خودشیفتگی در یک رابطه چیست؟

اختلال شخصیت خودشیفته نسبتا نادر بوده ولی تعداد افراد خودخواه بیشتر است. تفاوت در این است که آیا این اشخاص به صورت دوره ای خودمحور یا به طور مداوم فاقد همدلی هستند.

خودخواهی و خودشیفتگی دو ویژگی متفاوت هستند، اگرچه ممکن است در برخی موارد با یکدیگر تداخل داشته باشند. به طور کلی، خودخواهی به معنای تمرکز بر خود و درخواست بیشتر برای تأیید و تحسین دیگران است، در حالی که خودشیفتگی به معنای تمایل به افراطی بودن در خودبینی و نبودن توجه به نیازها و احساسات دیگران است.

در یک رابطه، فرد خودخواه، ممکن است به دنبال تأیید و تحسین شدن توسط شریک خود باشد و به ناچار، رفتارهایی که در پاسخ به این تمایل از خود نشان می‌دهد، ممکن است باعث تضییع نیازها و احساسات شریک خود شود. به عنوان مثال، فرد خودخواه ممکن است برای تأیید و تحسین شدن، شروع به بازی‌های روحی یا تحریک‌های غیرسالم کند که باعث ناراحتی و افسردگی شریکش می‌شود.

از طرف دیگر، فرد خودشیفته، ممکن است به دلیل افراطی بودن در خودبینی و نبودن توجه به نیازها و احساسات شریک خود، نتواند به درستی به نیازها و احساسات شریک خود واکنش نشان دهد. به عنوان مثال، فرد خودشیفته ممکن است نتواند به درستی به نیازها و احساسات شریک خود پاسخ دهد و به ناچار، رفتارهایی نشان دهد که باعث ایجاد تضاد و مشکلات در رابطه شود.

بنابراین، تفاوت اصلی بین خودخواهی و خودشیفتگی در گرایش به خودبینی و توجه به نیازها و احساسات دیگران است. در هر دو مورد، ممکن است باعث ایجاد مشکلات در روابط شود، اما دلیل آن‌ها متفاوت است.

چه مشکلاتی ممکن است برای فردی با این اختلال پیش بیاید؟

اختلال شخصیت خودشیفته، می‌تواند به مشکلاتی در زندگی فردی و اجتماعی فرد منجر شود. برخی از مشکلاتی که ممکن است برای فردی با این اختلال پیش بیاید عبارتند از:

1.روابط ناموفق: به دلیل افراطی بودن در خودبینی و نبودن توجه به نیازها و احساسات دیگران، فرد ممکن است نتواند روابط مؤثر و سالمی با دیگران برقرار کند.

2.مشکلات در کار: فرد ممکن است به دلیل نبودن توجه به نیازها و احساسات دیگران و افراطی بودن در خودبینی، مشکلاتی در کار خود داشته باشد.

3.مشکلات در حفظ روابط مؤثر با دیگران: به دلیل پرخاشگری و تحقیر کردن دیگران به دلیل نبودن توجه به نیازها و احساسات آن‌ها، فرد ممکن است مشکلاتی در حفظ روابط مؤثر با دیگران داشته باشد.

4.افزایش خطر ابتلا به افسردگی و اضطراب: به دلیل اینکه فرد ممکن است به تأیید و تحسین دیگران احتیاج داشته باشد و عدم توانایی در تشخیص نیازها و احساسات دیگران، افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، دارای خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی و اضطراب هستند.

5.مشکلات در روابط عاطفی: به دلیل عدم توانایی در تشخیص نیازها و احساسات دیگران و نبودن توجه به آن‌ها، فرد ممکن است مشکلاتی در روابط عاطفی خود داشته باشد.

6.مشکلات در ارتباط با خانواده و دوستان: به دلیل پرخاشگری و تحقیر کردن دیگران به دلیل نبودن توجه به نیازها و احساسات آن‌ها، فرد ممکن است مشکلاتی در ارتباط با خانواده و دوستان خود داشته باشد.

در نتیجه، درمان اختلال شخصیت خودشیفته می‌تواند بهبودی چشمگیری در زندگی فردی و اجتماعی فرد داشته باشد.

درمان

درمان اختلال شخصیت خودشیفته به صورت گروهی یا فردی می‌تواند از طریق روان‌شناسان و روان‌درمانگران انجام شود. برخی از روش‌های درمانی که برای درمان این اختلال مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از:

1.روش‌های رفتار درمانی شناختی (CBT): این روش‌ها به طور کلی برای کمک به فرد برای تشخیص و تغییر الگوهای منفی رفتاری و افکاری استفاده می‌شود.

2.روش‌های درمانی روابطی: در این روش‌ها، تمرکز بر روابط و ارتباطات فرد با دیگران و ارتباطات میان فردی است.

3.درمان دارویی: در برخی موارد، درمان دارویی می‌تواند بهبودی در علائم و نشانه‌های اختلال شخصیت خودشیفته به دنبال داشته باشد.

4.روش‌های درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی: در این روش‌ها، فرد با استفاده از تکنیک‌های تمرکز بر تجربه حال حاضر، می‌تواند آگاهی بیشتری از خود و نیازهایش به دست آورد و بهبودی در روابط خود با دیگران را تجربه کند.

5.روش‌های درمانی مبتنی بر خودشفایی: در این روش‌ها، فرد دارای اختلال شخصیت خودشیفته، با تمرکز بر بهبود خودشفایی و خودتحکمی، می‌تواند بهبودی در روابط با دیگران را تجربه کند.

بهترین روش برای درمان اختلال شخصیت خودشیفته، به دلیل پیچیدگی و ویژگی‌های فردی، به عنوان یک راهکار مناسب برای هر شخص متفاوت است. به همین دلیل، بهتر است که برای درمان این اختلال، با یک متخصص روان‌شناسی و یا روان‌درمانگر مشورت کنید.