خیانت و درمان آن
خيانت در چارچوب روابط زناشويي، حالتي است كه به مو جب آن، يکي از زوجين به شکل پنهاني قوانين و هنجارهايي را كه ازدواج بر اساس آن بنا شده است ، زير پا مي گذارد و با فردی، غير همسر خود رابطه ای جنسي يا عاطفي برقرار مي كند.
امروزه خيانت در روابط ميتواند منجر به طلاق در زوجين و در نتيجه از هم گسيختگي اساس خانواده شود.
تجربه خيانت همسر، منجر به بروز علائمي شبيه به اختلال استرس پس از ضربه بوده و افراد خيانت ديده، هيجانات ناخوشايند شديد (مانند افسردگي، اضطراب و خشم)، و كاهش اعتماد به نقش خود درمسائل زناشويي را تجربه مي كنند كه در اين ميان، اضطراب در زنان خيانت ديده از شيوع بالایي برخوردار است.
بنابراين، به نظر مي رسد پس از افشای خيانت، مديريت هيجانات همسرآسيب ديده مي تواند از زمينه های پژوهشي قابل توجه در خيانت زناشويي باشد. در مطالعات گذشته، برای بهبود عزت نفس در زنان خيانت ديده، روشهای مداخله ای نظير روايت درماني، درمان هيجان محور و شناخت درماني تأييد گرديده اند.
به گفته ی گلاس زوجینی که با مشکل خیانت زناشویی وارد درمان می شوند، نسبت به زوجینی که با مشکلات دیگر مراجع می کنند بیشتر احتمال دارد که از هم جدا شوند و طلاق بگیرند.
یکی از اختلالات مهم تجربه شده توسط همسری که به او خیانت شده، نشخوارفکری شدید درباره این رویداد است که می تواند آنقدر شدید و غیر قابل کنترل باشد که در عملکرد روزانه و تمرکز فرد اختلال ایجاد کند.
زوج درمانی یکپارچه نگر براساس نظریه شناختی_رفتاری، نظریه بخشودگی در روابط بین فردی، نظریه بینش گرا و نظریه پاسخ به آسیب، برای کار با زوجینی که با مشکل عهدشکنی زناشویی روبرو هستند تدوین شده است.
درمان خیانت سه مرحله دارد:
1-شناسایی و فهم آثار آسیب زای خیانت
2-فهم عواملی که منجر به خیانت شده است.
3-ادامه دادن به زندگی همراه با این مفهوم جدید.
مراحل تغییر در درمان هیجان مدار به صورت نه مرحله معین شده است. چهار مرحله اول شامل تشخیص و تنش زدایی در چرخه ها و تعاملات می باشد، سه مرحله میانی به ایجاد تغییرات رفتاری خاص در بخش هایی که موقعیت ها و شرایط تعاملی تغییر نموده و پیوندهای جدید به وجود می آیند، تمرکز نموده است. دو مرحله پایانی درمان به تثبیت تغییرات و یکپارچگی این تغییرات در زندگی روزمره زوجین می پردازد.
خیانت زناشویی یکی از مشکلات شایعی است که زوجین و خانواده درمانگران با آن روبرو هستند و خانواده درمانگرانی همچون گوردن بیان می کنند زمانی که با این مشکل روبرو می شوند مدل خاصی برای کار با این مشکل ندارند. لذا با توجه به گفته های بالا با توجه به ماهیت پیچیده خیانت و تاثیرات فاجعه انگیز آن بر روابط زوجین، ضروری است که مداخلات موثری برای کمک به زوجینی که با این مشکل روبرو هستندایجاد شود.
فقدان مهارت های ارتباطی در زوجین، عدم آشنایی آنان با نیازهای دلبستگی و هیجانات طرد شده ی خود و نیز عدم ابراز نیازها و خواسته ها در آنان می تواند زمینه ساز بروز خیانت و نیز کاهش صمیمیت در میان زوجین گردد.