آوای سعادت و سلامت

05136110271 - 09378751492

ویدیو اختلال شخصیت خودشیفته

اختلال شخصیت خودشیفته
Narcissistic personality disorder

اروین یالوم در کتاب هنر درمانش می نویسد؛ “من مي كوشم از تكنیك هاي از پيش تعيين شده دوري كنم و اجازه مي دهم كه نيازهاي بلافصل موقعيت باليني انتخاب مرا شكل دهد. من معتقدم «تكنیک» يا فن زماني كمك كننده است كه از مواجهه ي منحصر به فرد بيمار و درمانگر سرچشمه گرفته باشد”.
این به منزله آن نیست که درمانگران اگزیستنسیال خیلی اهل تشخیص نیستند که صد البته هم نیستند چرا که ماهیت انسانی مراجع در اولویت است و یالوم باز در جای دیگری می نویسد؛ “در امر خطير درمان، بايد مرز نسبي و ظريفي براي عينيت گرايي قائل باشيم. اگر روش تشخيص گذاري DSM را بيش از حد جدي بگيريم و اگر باور كنيم كه حقيقتاً به تقسيم بندي هاي اصلي دست يافته ايم، ممكن است ماهيت انساني، خودانگيز، خلاق و متغير اقدامات درماني را تهديد كنيم. به ياد داشته باشيد طبيبانِ دخيل در ايجاد طبقه بندي هاي تشخيصي قديمي كه امروزه بي اعتبارند و كنار گذاشته شده اند- به اندازه ي اعضاي فعلي كميته يDSM-IV ، ذي صلاح، مغرور و مطمئن بوده اند. بدون شك، زماني DSM-IV نيز كه بي شباهت به فهرست غذاي رستوران چيني نيست براي متخصصان بهداشت روان مضحك و خنده آور خواهد بود”.

بنابراین آنچه اهمیت دارد موضوع انسان است ولی از بابتی هم نمی شود علم و تشخيص گذاري DSM را به کلی نادیده گرفت که خود یالوم هم این کار را نمی کند و باز می نویسد: “در تعيين ملاحظات درمانيِ بيماري هاي جدي با زيربناي زيستي (مانند اسكيزوفرنيا، اختلالات دوقطبي، اختلالات خلقي اساسي، صرع لوب گيجگاهي، مسموميت دارويي، بيمار ي هاي مغزي ناشي از سموم، علل دژنراتيو يا عفوني)، تشخيص نقشي اساسي دارد و در اين مقوله جاي سؤال نيست، ولي در روان درماني بيماراني كه دچار اختلالات سبك تري هستند، تشخيص اغلب غيرِسودمند است.
بر این اساس چندی قبل در لایوهای جداگانه ای نیم نگاهی به شناخت خیلی خیلی سطحی و نسبی به برخی اختلالات رایج بین هموطنان غیورمان کردیم که در ادامه برایتان نمایش خواهد داده شد. امید که مثمرثمر قرار بگیرد.

افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته

یک فرد خودشیفته واقعی آنقدر ذهنش به خودش مشغول است که به سختی می‌تواند جایی را در دنیای خودش به فرد دیگری از جمله شما اختصاص دهد. در رابطه عاطفی با یک فرد خودشیفته لازم است که شما به طور مداوم احساس خود بزرگ بینی او را در جنبه‌های مختلف از جمله توانایی و موفقیت های او مورد توجه، تحسین و تمجید قرار دهید. اگر شما به طور مداوم مجذوب افراد خودشیفته می‌شوید، توصیه جدی ما به شما این است که با یک فرد متخصص در این باره به مشاوره بپردازید. زیرا زندگی بسیار کوتاه‌تر از آن است که بخواهیم آن را در زیر سایه یک فرد خودپسند سپری کنیم. اگر شما متوجه شدید که نیازها، آرزوها و علایق خود را نادیده گرفته اید و تمام توجه خود را به سمت برآورده ساختن نیاز سیری ناپذیر محبوب خود به دریافت تحسین و تمجیدی که سزاوار آن نیست، معطوف ساخته اید، باید بدانید از آن دسته افرادی هستید که به طور ناخودآگاه جذب و شیفته افراد خودپسند می شوید.

به راستی زندگی در سایه فردی خود پسند چه معنایی برای شما دارد؟ چرا شما همواره عاشق افرادی می‌شوید که به جز خودشان به کس دیگری فکر نمی‌کنند؟ اگر محبوب کنونی شما فردی خود شیفته است، اگر شما همواره با چنین افرادی وارد رابطه عاطفی می‌شوید به شما توصیه می‌کنیم که حتماً این مقاله را مطالعه کنید.
شخصیت خودشیفته فرد خود شیفته اصرار زیادی به دریافت تحسین و تمجید از سوی دیگران دارد.

علایم اختلال شخصیت خودشیفته

در رابطه با علائم این اختلال باید بنشینید و فیلم را ببینید و موارد را مو به مو یادداشت کنید وبررسی کنید که خودتان یا اطرافیانتان آیا از این علائم در رنجید یا خیر!!! یادتون باشه ممکنه خودتون خودشیفته باشیدهااااا… پس حسابی بررسی کنید.

چگونگی شکل گیری اختلال شخصیت خودشیفته

در پاسخ به این پرسش باید گفت که یک کودک به دو طریق در بزرگسالی به یک فرد خودشیفته تبدیل می‌شود. در طریق اول والدین به ستایش افراطی کودک می‌پردازند. آنها در ارزیابی توانایی‌های کودک خود غلو می‌کنند و به طور مکرر او را مورد تحسین و تمجید بی مورد قرار می‌دهند (به طور مثال، به طور مداوم به او می گویند: پسرم یک تکه جواهر است، پسرم نظیر ندارد، بهترین است). البته همه والدین بر این باور هستند که فرزندشان معرکه است، با این تفاوت که والدین فرد خودشیفته در کنار تحسین و تمجیدهای فراوان خود، فراموش می‌کنند کـه بـه کودک خود گوشزد کنند که هر فرد در کنار نقاط مثبت خود، دارای نقاط ضعف و نقایصی نیز هست. همچنین این والدین خود را وقف کامل در راه ارضای نیازهای فرزندشان می‌کنند، بدین ترتیب چنین کودکی به دریافت تحسین و تمجید مداوم از سوی دیگران عادت می کند و هنگامی که به سنین بزرگسالی می‌رسد، توقع دارد که دیگران (از جمله شما که محبوب او هستید) نیز به همان روند گذشته به تحسین و تمجید غیر مشروط او ادامه دهند. دومین روش برای شکل گیری یک شخصیت خودشیفته خودشیفتگی جبرانی نام دارد. در این روش شایع شخصیت خودشیفته به منظور جبران آزارها و بی اعتنایی های شدید تجربه شده در دوران کودکی شکل میگیرد.

در چنین مواردی کودک احساس می کند که تنها دو راه در برابر او وجود دارد: ۱- یأس و ناامیدی و 2- پناه بردن به خیال پردازی های خود بزرگ بینانه کودکی که مورد آزار جسمی، روانی و بی احترامی شدید قرار میگیرد و به طور کامل از سوی والدین خود مورد غفلت واقع می شود.خودشیفتگی جبرانی می تواند راه حل سازگارانه خوبی برای او باشد. او با اتخاذ استراتژی انکار واقعیت و غوطه ور شدن در جهان تخیل می¬تواند از رویارویی با احساسات دردناک درونی خود اجتناب ورزد. البته هنگامی که این کودک به دوران بزرگسالی می¬رسد، خودشیفتگی جبرانی او به صورت جنبه ای تثبیت شده و ناخودآگاه از نمای شخصیت او جلوه گر می شود در حدود 50 تا 70 درصد از افراد خودشیفته را مردان تشکیل می¬دهند.

فرد خودشیفته به عنوان شریک عاطفی

با آنچه که تاکنون درباره فرد خود شیفته گفته شد شما خوانندگان به احتمال زیاد متوجه شده اید که فرد خودشیفته قادر به برقراری یک ارتباط عاطفی دوسویه نیست رابطه شما با فرد خودشیفته از همان آغاز رابطه ای ناخوشایند خواهد بود. مگر آنکه شما به طور مداوم به تحسین و تمجید او بپردازید. دلایل بسیاری در جهت نهی شما از برقراری رابطه عاطفی با فرد خودشیفته وجود دارد. اگر شما قبلاً با چنین فردی وارد رابطه عاطفی شده باشید آنچه در پی می آید، متأسفانه برای شما خواهد بود. در درجه اول افراد خودشیفته تنها به شرطی وارد یک رابطه عاطفی می شوند که مطمئن باشند رابطه مزبور عزت نفس آنها را افزایش خواهد داد. از همان آغاز رابطه فرد خودشیفته سعی می کند تا چهره ای شاخص از خود نشان دهد و بدین ترتیب تحسین و تمجید لازم را از سوی شما دریافت دارد. اگر شما فردی موفق، ثروتمند یا جذاب باشید به احتمال قوی فرد خودشیفته خود را سزاوار ارتباط با شما خواهد دید و تلاش خواهد کرد تا به نحوی با شما وارد ارتباط شود. فرد خودشیفته به عنوان یک شریک زندگی عطش سیری ناپذیری نسبت به دریافت تحسین و تمجید و توجه از سوی شما دارد. و اگر در چنین کاری ناکام شود، به شدت متعجب، آزرده خاطر و خشمگین خواهد شد. او توقع دارد که شما همواره نیازهای او را بر نیازهای خودتان ترجیح دهید.

بدین ترتیب یک فرد خودشیفته همچون یک کودک خود محور نمی تواند تصور کند که دیگران نیز دارای نیازها و آرزوهای خاص خودشان هستند و تحقق آنها برای شان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به همین جهت هنگامی که شما گاهی جرأت کرده و نیازهای خودتان را بر نیازهای او ترجیح دهید، بدون تردید، با اخم و قهر و پرخاش او روبه رو خواهد شد.