به طلاق فکر می کنی؟
یکی از مراجعینم زمانی که به فکر طلاق افتاد سریعا به دنبال درمانآمد. این افکار میتوانند وحشتناک باشند، درست است؟
مراجعین اغلب از من میپرسند: «چگونه بفهمم باید طلاق بگیرم؟ چگونه بفهمم که طلاق گزینه مناسبی برایشان است؟»
سردرگمی طبیعی است. این طبیعی است که در مورد طلاق احساس دوگانگی عمیق داشته باشید. این یکی از بزرگترین و سختترین تصمیماتی است که باید بگیرید. این تصمیمی نیست که به صورت تکانشی یا بدون فکر و کار زیاد گرفته شود.
من نمیتوانم به شما بگویم که پاسخ درست چیست و هیچ پاسخ واضح یا آسانی وجود ندارد. اما بهعنوان یک پزشک، میتوانم سؤالات زیادی بپرسم تا به شما کمک کند پس از تصمیمگیری، وضوح و نقشه راه را پیدا کنید.
روشن شدن در مورد آنچه شما و رابطهتان را آزار میدهد، یک قدم به سوی درک انتخابها و تصمیماتی که با آن روبرو هستید. هیچکس در روز عروسی خود طلاق را پیش بینی نمیکند. وقتی از مراجعین در مورد ازدواجشان میپرسم این افکار از کجا میآیند؟ توضیحات و شکایات زیادی میشنوم، مانند مواردی که در زیر ذکر شده است.
آیا شما هم به طلاق فکر میکنید؟
شاید شما هم شروع به تصور زندگی بدون همسر خود کردهاید و این ایده برایتان احساس خوبی داشته باشد. شما یک زندگی جدید، شادتر و شاید یک عشق دیگر را تصور کنید. در عین حال، این فانتزی برای شما ناراحت کننده است، زیرا میدانید که ازدواج شما با مشکل جدی روبرو شده است. یا ممکن است فرد جدیدی را ملاقات کرده باشید، شخصی که به نظر میرسد نیازهای شما را به گونهای برآورده میکند که همسر شما اینطور نیست. در اینجا غالباً نوعی خیانت وجود داشته است.
ممکن است در مورد ازدواج آنقدر ناامید و دلسرد شوید که نتوانید جایگزینی برای تسلیم شدن پیدا کنید.
زمانیکه ماجرایی ادامه دارد یا حل نشده است و احساس میکنید که کاملا مورد بیمهری قرار گرفتهاید یا بدتر از آن، احساس بیتوجهی و تحقیر میکنید.
همسرتان به نوعی شما را ناامید کرده است. شاید همسرتان کمک مالی به ازدواج شما نکرده است و کاملاً به حمایت مالی شما وابسته است. شاید احساس میکنید نمیتوان به همسرتان اعتماد کرد. یا احساس میکنید که تمام کارهای رابطه را شما انجام میدهید.
شاید مشکلات کنترل سوءاستفاده یا اجباری وجود داشته باشد. در این شرایط، باید یک برنامه ایمنی ایجاد کنید، مخصوصاً اگر بچه دارید. اگر خشونت وجود داشته باشد، تصمیم به طلاق میتواند باعث بروز یک دوره خشونتآمیز شود، زمانی که همسرتان احساس کند چیزی برای از دست دادن ندارد.
مشتریان به من از تشدید بحثهایی میگویند که هرگز حل نمیشوند. آیا شما هم در مورد همین چیزها بحث میکنید و بحثهایتان تلختر شده است؟ ممکن است از دست همسرتان یا حتی خودتان هم عصبانی شوید.
پس قطعا صمیمیت بین شما خشک شده و شما احساس تنهایی میکنید. ممکن است جذب شخص دیگری شوید و آن را به عنوان یک علامت هشدار دهنده تشخیص دهید.
احساس میکنید همهچیز را امتحان کردهاید؟ شاید شما در گذشته به دنبال مشاوره بودهاید و “موفق نشدهاید.” وقتی این را میشنوم، اغلب میشنوم که مشتریان من فقط چند جلسه قبل از طلاق درمان رفتهاند.
احساس میکنید به سادگی از هم جدا شدهاید. شما چیزی برای صحبت کردن ندارید، هیچ علاقه یا فعالیتی برای به اشتراک گذاشتن ندارید، و ترجیح میدهید با دوستان خود باشید تا با همسرتان. شما دیگر در مورد هیچچیز دیگری جز تدارکات زندگی با یکدیگر صحبت نمیکنید: چهکسی برای شام خرید کند، چهکسی بچهها را به مدرسه ببرد و بیاورد.
زمانی از یکدیگر حمایت میکردید و برای هر یک از شما مهم بود که این حمایت را داشته باشید و دریافت کنید؟ اکنون احساس میکنید که حمایت نمیکنید و متوجه میشوید که از همسرتان نیز حمایت خاصی نمیکنید.
کوهی از کینهها زیر سجاده کشیده شده است. شما نه در مورد آنها صحبت کردهاید و نه آنها حل شدهاند. شما تمایلی به صحبت در مورد آنها ندارید. نه تنها احساس ناامیدی میکنید، بلکه دیگر برایتان مهم نیست.
متوجه میشوید که دیگر در مورد چیزهای مهم توافق ندارید: مثلا اینکه چگونه فرزندان خود را بزرگ کنید؟ یا پول چگونه باید خرج شود؟ یا چشمانداز بلندمدت شما از زندگیتان چگونه به نظر میرسد؟ بسیاری از اهداف شما کاملاً آشتیناپذیر هستند.
شاید همسر شما، اعتیادی داشته باشد که آن را حل نکند. اعتیاد میتواند شامل موارد آشکار، الکل و مواد مخدر باشد. اما رفتارهای اجباری مربوط به خرید، قمار، سکس، پورن، بازیهای ویدیویی و اینترنت نیز میتواند به از هم گسیختگی یک رابطه کمک کند.
شاید یکی یا هر دوی شما با اضطراب یا افسردگی درمان نشده روبرو هستید. زندگی با یک فرد ناراضی که از کمک به خود یا درخواست کمک حرفهای امتناع میورزد، میتواند خوده بدبختی باشد.
اغلب من در مورد شکست یا عدم ارتباط کامل میشنوم. شما یا همسرتان صحبت نمیکنید، میترسید صحبتهای سختی را مطرح کنید، یا یکی یا هر دوی شما وقتی سعی میکنید صحبت کنید تحریک شده و حالت تدافعی بگیرید. شما احساس میکنید که تمام بار رابطه را به دوش میکشید و به سادگی از حمل بار به تنهایی خسته شدهاید.
اگر نگران ازدواج خود هستید، منتظر مشاوره نباشید. اگر همسرتان نمیخواهد با شما همراه شود، میتوانید خودتان بروید. اغلب مراجعان منتظر یک بحران هستند و ممکن است برای نجات زندگی زوجیشان خیلی دیر شده باشد.
در اینجا راههایی وجود دارد که مشاوره میتواند به شما کمک کند تا تصمیم خود را شفاف کنید.
ایده طلاق ممکن است شما را شوکه کند و با یک درمانگر تماس بگیرید. ممکن است به دنبال مشاوره باشید زیرا میخواهید در مورد طلاق تصمیم بگیرید.
اگر قبلاً تصمیم به طلاق گرفتهاید، برای اطلاعرسانی به همسرتان به حمایت نیاز دارید.
ممکن است به این دلیل به مشاوره مراجعه کنید که همسرتان به شما گفته است (یا تهدیدتان کرده) که میخواهد طلاق بگیرد. شاید همسر شما قبلاً از نظر عاطفی از ازدواج جدا شده باشد یا شاید به طلاق تمایل داشته باشد و هیچ علاقهای به نجات ازدواج نداشته باشد. اگر یک نفر، شما یا همسرتان، قبلاً از نظر عاطفی “ازدواج” را ترک کرده باشید، احتمالاً طلاق رخ خواهد داد.
یک درمانگر میتواند به شما کمک کند تا تصمیم همسرتان (یا خودتان) برای پایان دادن به ازدواج را بپذیرید، اگر علاقهای به احیای آن وجود نداشته باشد. اگر تصمیم به طلاق گرفتهاید، درمان میتواند به همسرتان کمک کند تصمیم شما را بپذیرد.
همچنین استفاده از مشاوره برای کمک به هر دوی شما در برنامهریزی برای چگونگی حرکت به سمت طلاق یک گام سالم است. اگر بچه دارید، درمانگر میتواند به شما کمک کند تا راههایی برای محافظت از فرزندانتان در برابر آسیب طلاق با تعارض بالا پیدا کنید.
از سوی دیگر، مراجعه به مشاوره ممکن است امکان بازگرداندن ازدواج را فراهم کند و رابطه شما را بهبود بخشد. گاهی اوقات یکی از همسران میتواند کار درمانی را انجام دهد تا رابطه زناشویی را تغییر دهد، اما به طور کلی، هر دوی شما باید متعهد به انجام کار برای ترمیم رابطه خود باشید.
درمان فردی میتواند ابزارها و بینشهایی را در اختیار شما قرار دهد که اگر همسرتان در درمان شرکت نکرد، به ازدواج خود بیاورید. وقتی یکی از شما تغییراتی ایجاد میکند، دیگری ممکن است به روشهای مثبت پاسخ دهد. به عنوان مثال، اگر ازدواج شما به دلیل یک محرک بیثبات شده است، درمان میتواند به شما کمک کند تا مدیریت خشم خود را یاد بگیرید و همچنین دلایل اصلی را درک کنید.
بنابراین، هنگامی که مراجعین میپرسند «از کجا بدانم که باید طلاق بگیرم؟ چگونه بفهمم که طلاق جواب درستی است؟» من دو کار میکنم. من سؤال میپرسم، و در مورد «لحظهای درخشان » صحبت میکنم که ممکن است به سؤالات آنها پاسخ دهد.
من سؤالات زیادی میپرسم تا به مراجع کمک کنم تا تاریخچه رابطه، امیدها و رویاهایی را که احساس میکند از بین رفته است را توصیف کند، و به دنبال نشانههایی میگردم که ممکن است راهی برای بازگرداندن رابطه زوجی وجود داشته باشد. من شکایات را بررسی میکنم، مانند موارد بالا.
من معمولاً میپرسم که آیا احساس میکنید “هیچ سنگی روی سنگ، باقی نگذاشتهاید.” یعنی آیا تمام گزینههای ممکن برای نجات رابطه خود را بررسی کردهاید؟ اگر نه، مکث کنید و در نظر بگیرید که اگر میخواهید انجام دهید، چه کارهای بیشتری میتوانید انجام دهید. اکثر مردم وقتی میدانند که برای حفظ رابطه خود هر کاری را انجام دادهاند، احساس بهتری دارند. بعداً ممکن است از طلاق غمگین و ناراحت شوید، اما از تصمیمات خود پشیمان نخواهید شد.
مشاوره زناشویی ممکن است کمک کند، اما آیا مایلید قبل از اینکه بفهمید رابطه شما در حال پیشرفت است یا خیر، جلسات مشاوره هفتگی زیادی را متعهد شوید؟ ازدواج شما یک شبه به این مکان تاریک نرسید و یک شبه هم درست نمیشود.
گاهیاوقات مشاوره زناشویی به “مشاوره تشخیص” تبدیل میشود و به شما کمک میکند تا گزینههای طلاق یا تعهد بیشتر برای حفظ رابطه را در نظر بگیرید. ممکن است بتوانید یک درمانگر متخصص و مشاور و متخصص پیدا کنید. که همه گزینههای خود را بررسی کنید و سپس به سمت طلاق بروید، مشاوره ممکن است به شما و همسرتان کمک کند تا به طور دوستانه طلاق بگیرید. مزیت دیگر این است که اگر تصمیم به طلاق گرفتید، مشاور شما میتواند با منابع، پشتیبانی و مشاوره به شما کمک کند.
فکر میکنید اگر طلاق بگیرید زندگی شما چگونه خواهد بود؟ مردم تقریباً همیشه برای تغییرات غیرمنتظره و چالشهایی که با طلاق بهوجود میآیند آمادگی ندارند. در صورت طلاق، یک درمانگر میتواند به شما کمک کند تصویری واقعی از آینده خود ایجاد کنید.
فکر میکنید فرزندانتان در صورت طلاق چگونه رفتار خواهند کرد؟ بارها مردم به من گفتهاند: “بچههای من مقاوم هستند، من نگران آنها نیستم.” من میخواهم گفتگوی بسیار طولانیتر و واقعبینانه با مشتریانم در مورد تأثیر طلاق بر فرزندان و نحوه محافظت از آنها در برابر آسیب احتمالی طلاق داشته باشم.
برعکس، میپرسم چه چیزی شما را در ازدواج نگه میدارد؟
آیا به خاطر ترس از رفتن است یا هنوز عاشق همسرتان هستید؟ آیا میخواهید با شریک زندگی خود کار کنید یا از عدم تصمیم خود برای رفتن یا ماندن فلج شدهاید؟
«فکر میکنی تا کی میتوانی به این شکل زندگی کنی، اگر چیزی تغییر نکند؟» این گاهی اوقات یک سوال تکاندهنده است، زیرا متوجه ترس از زندگی کردن شش ماه، یا یک سال یا بیشتر با ناراحتی خود میشوید. در این مرحله، ممکن است بدانید که باید اقداماتی انجام دهید، به دنبال مشاوره زناشویی باشید، با همسرتان صحبت کنید یا خودتان را برای طلاق آماده کنید.
من به مراجعینم میگویم که هیچ پاسخ آسانی برای این سؤالات دشوار در مورد اینکه چگونه بفهمند طلاق راهحل مناسبی است وجود ندارد. با این حال، برای اکثر مردم، لحظهای از وضوح وجود دارد که میدانند طلاق راهی است که احساس میکنند باید بروند (یا نباید). آن لحظه شفافیت اغلب احساس آرامش جسمی و همچنین گرهای در شکم شماست، زیرا تصمیمی را که به تازگی گرفتهاید درک میکنید. در آن مرحله، میتوانید برنامهای برای تجدید تعهد خود به ازدواج یا حرکت به سمت جدایی و طلاق شروع کنید.